معنای عشق

بود هر که بود از بود او بود / هست هر که هست از هست اوست



نویسنده : sara ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٦/٢۱

بچه ها اگه حوصله ندارین تا همه ی این متن رو بخونین فقط لطف کنید و به سوال آخرم جواب بدین همون برام کافیهممنون از محبتتون.

 سلام بچه ها خوبین ببخشید تند تند آپ نمی کنم یکم سرم شلوغه راستش دلم گرفته آپ این سریم درد و دله و شاید دلتون برام بسوزه ببخشید که ناراحتتون می کنم ولی قول می دم بعدش وقتی که حالم بهتر شد با یه آپ مشتی و شاد خوشحالتون کنم . چرا ؟ چرا ما عادت کردیم که فقط کار خودمون رو پیش ببریم و به حال بقیه توجه نکنیم ؟ حرف من اینه که دلم و یه آدم شکسته یه آدم که بهش اعتماد داشتم و همیشه فکر می کردم که یه فرشته ست من اونو به عنوان یه دوست، یه دوست خیلی خیلی عزیز قبول کردم و حالا اون نامردی کرده ایناش برام مهم نیست هر ادمی یه روزی اشتباه می کنه حرف من اینه که چرا این آدم مغروره دلم ازش گرفته و دیگه نمی خوام که درموردش صحبت کنم شاید یه زمانی بیاد این آپ منو بخونه. خودش می دونه که منظور من با اونه دلمو شکسته من هر گز به کسی به راحتی اعتماد نمی کنم نمی دونم چرا این دفعه این جوری شد چرا ما آدما برای کارایی که می کنیم با منطق تصمیم نمی گیریم چرا وقتی اشتباه می کنیم به طرف مقابل نمی گیم آقا ببخشید ما اشتباه کردیم ؟ چرا وقتی دلی رو می شکنیم خیلی زود فراموش می کنیم چرا وقتی واقعا پی بردیم که اشتباه کردیم این غرور لعنتی همش جلومون رو میگیره و میگه بزار اون بیاد و ازت حلالیت بخواد.میدونین من انقدر ناراحت هستم که نمی دونم در مورد چی حرف بزنم به اون آدم می خوام بگم که دوست عزیز من الان که ماهیت واقعیه تو رو شناختم ازت متنفر شدم و خودم رو سرزنش میکنم که چرا یه زمانی تورو به عنوان یه دوست پزیرفتم .

دیگه بسه دیگه نمی خوام از اون آدم حرفی بزنم چون اونو و یادش رو به دست فراموشی سپردم از اینجا به بعد می خوام یکمی باهاتون حرف بزنم چون دلم براتون خیلی تنگ شده اول از همه باید یه گلگی بکنم دوستای خوبم چرا وقتی لطف می کنید و میاین اینجا و اون چشمای نازنینتون رو خسته می کنید و این چرت و پرت های منو می خونید از اون انگشتاتون مایه نمی زاید و یه خط برام نظر بزارید ؟ اینجور دلم میگیره ها!!!!! البته دلم من به چه درد شما ها می خوره ؟

بچه ها می دونین چون من آدم فوق العاده شادی هستم وقتایی که ناراحتم این ناراحتیم زیاد دوام نداره بعضی وقتا خدا رو از ته دل شکر می کنم چون اینو احساس می کنم که از ته وجود از اون اعماق دلم انرژی مثبت میاد  به طرفم البته شاید برای آدم هایی که با من در ارتباط هستم کسل کننده باشم ولی این احساس اونقدر قویه که هر چقدر ناراحت باشم اون ناراحتیم و از بین می بره نه از بین که نمی بره فقط یادم میره که ناراحتی دارم عوضش هر وقت که می خوام بخوابم اون ناراحتیم یادم میاد .خدایی نمی خوام از خودم تعریف کنم ولی هر کدوم از دوستام وقتی که ناراحتن زنگ می زنن به من تا آروم بشن . یکی از دوستام همیشه می گه تو اینقدر شنگولی آدم غم دنیارو فراموش می کنه . میدونین یکم بهم بر می خوره بعضی وقتا فکر می کنم که خیلی دلقکم که دل مردم و اینقدر شاد می کنم این دفعه همش دارم از خودم تعریف می کنم عجب آدمی هستم من این تعریف نبودا تورو خدا نگین این دختره چقدر خد خواهه اینا حرف من نیست .

بچه ها آخرین حرفم یه سواله ازتون می خوام که همتون جواب بدین حتی همون دوستای کم لطفم که فقط متن رو مطالعه می کنن ودلشون نمیاد که نظر بدن بچه ها این سوال منه جوابمو بدین:

از نظر شما آدم های دنیا چند نوع هستند نام ببرید؟

بچه ها سوال امتحان نیستا ازم ناراحت نشید فقط جوابهای شما بهم بیشتر کمک می کنه که اذیت هایی اون آدم رو فراموش کنم خواهش می کنم حتما جواب بدین.




کلمات کلیدی :دنیا




Gorganet